محمد دريايى

648

دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )

اگر دليل فصد ، فاسد شدن خون باشد به رنگ و قوام آن توجهى نمىشود بلكه به نبض توجه مىگردد و هرگاه نبض ضعيف شود بايد در آن زمان رگ بسته شود گرچه به مقدار نياز خون بيرون نيامده باشد . هنگامى كه سبب فصد فراوانى خون باشد تا با قوت بيرون آمدن خون نبايد آن را بست مگر آنكه در نبض ضعف پديد آيد . جالينوس مىگويد : اگر سبب آماس ( ورم ) باشد و رگ مربوطه به آن عضو باشد بهتر است خون فصد تا روشنى خون ادامه يابد زيرا باقى ماندن خون ، غير طبيعى است . بقراط گويد : در بيمارى خون ، رگ " باسليق " را تا روشن شدن خون سوخته تخليه مىكنند و به دو علت آن را مىبندند يكى به واسطه‌ى ضعف و ديگرى به علت آماس كه خون دير به رنگ اصلى برمىگردد . * نيروى افراد ضعيف را چگونه مىتوان حفظ كرد تا غش نكنند ؟ در چهار دسته ضعف بسيار رخ مىدهد : 1 - افراد با طبع بسيار گرم و لاغر كه در معده‌ى آن‌ها صفرا توليد مىشود . 2 - آنان كه داراى عضلاتى لطيف و مسام ( منافذى ) گشاده هستند . 3 - آن‌ها كه حساسيت دهانه‌ى معده ( فم المعده ) ايشان قوى است . 4 - كسانى كه دهانه‌ى معده ايشان ضعيف است كه در حال خون دادن كمتر غش رخ مىدهد و معمولا بعد از اتمام فصد رخ مىدهد . قى كردن پيش از فصد از غش جلوگيرى مىكند و در حال غش هم‌سودمند است و آن را بر طرف مىكند . به همين دليل در حال فصد از مشك و پر مرغ يا چيزى كه به وسيله‌ى آن بتوان تهوع ايجاد كرد بايد حاضر نمود و هركس را بخواهند از غش نگهدارند از آب انار ترش شربتى مىدهند . * در بيان مواردى كه فصد نبايد كرد علت‌هايى كه مانع از فصد مىشود بيست و يك مورد است : 1 - تب 2 - رقيق بودن خون و مزاج گرمايى شديد و خشك